تبلیغات
وبلاگ دانشجویان ورودی 85 - دانشکده نفت اهواز

با سلام و ارادت خدمت همه دوستان

لطف خدا شامل حالم شده و هشتم همین ماه عازم سفر حج عمره هستم

ضمن خداحافظی از همه شما دوستان عزیز طلب عفو وحلالیت دارم ،ان شااله بتونم از طرف شما نایب الزیاره باشم.



ارسال در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 توسط حیدر پندار



اگه تکراریه ببخشید، فقط از یه جایی کپی کردم:

چند سال پیش یک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدندکه:

(( ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر))

رفتم خواستگاری، دختر پرسید: مدرک تحصیلیت چیست؟ گفتم: دیپلم تمام! گفت:

((بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه))

 رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشتم، رفتم خواستگاری. پدر دختر پرسید: خدمت رفته ای؟ گفتم : نه هنوز. گفت:

((مرد نشد نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی))

رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم. رفتم خواستگاری. مادر دختر پرسید: شغلت چیست؟ گفتم فعلا کار گیر نیاوردم. گفت:

((بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار))

 رفتم کار پیدا کنم گفتند: سابقه کار می خواهیم.
رفتم سابقه کار جور کنم.
گفتند: باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم.
دوباره رفتم کار کنم، گفتند باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم.
برگشتم رفتم خواستگاری گفتم : رفتم کار کنم گفتند سابقه کار ، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی. گفتند:
((برو جایی که سابقه کار نخواهند))

رفتم جایی که سابقه نخواستند. گفتند باید متاهل باشی!.
برگشتم رفتم خواستگاری گفتم : رفتم جایی که سابقه کار نخواستند ولی گفتند باید متاهل باشی. گفتند:
((باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی))

 رفتم گفتم: باید کار داشته باشم تا متاهل شوم. گفتند:

((باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم....))


نهایتاً برگشتم رفتم نیم کیلو تخمه خریدم، دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!!!





طبقه بندی: طنز،
ارسال در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 توسط محسن جاویدنیا
بسم الله الرحمن الرحیم

هر انسان با استعدادى كه از این چند روز ایام حج حقیقتاً درست بتواند استفاده كند از جنبه فردى آن همین یك سفر براى اصلاح او تا آخر عمر كافى است.
مقام معظم رهبری 

سلام 
به لطف و فضل دائمی الهی، انشالله  راهی سرزمین وحی و دیار بقیع هستیم.
 لذا از شما طلب حلالیت و گذشت دارم. انشاءالله که دعاگو و نائب الزیاره شما خواهیم بود
 شما نیز ما را دعا بفرمایید، تا اصلاح شده و بتوانیم حداکثر بهره را از این نعمت الهی  ببریم.
در پناه حق باشید.



طبقه بندی: 85،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین 1391 توسط حسن چنارانی
سلام یه همه ی دوستان گل،عید همگی مبارک.
اول از همه از محسن عزیز تشکر کنم که بعد یه مدت دوباره چراغ وبلاگ روشن کرد.
 ثانیا دوستان، دکتر ابراهیم میثاق(روانشناس) مدتی که در برنامه ی "اردیبهشت" در شبکه 4 در مورد موضوعات مختلف روانشناسی به عنوان کارشناس صحبت می کنه.نوروز امسال هم در برنامه ی "زندگی روی پرده" که به تحلیل فیلم های مختلف از دید روانشناختی می پرداخت حضور داشت.
من خودم شخصا برنامه هاشو دوست دارم و دنبال سایتی بودم که صحبت های ایشون رو برای دانلود داشته یاشه که خوشبختانه پیدا کردم.گفتم لینکشو اینجا بزارم که دوستانی که ایشون میشناسن بتونن برنامه هاشو دانلود کنن اگر هم کسی هست که به این مسائل علاقه داره و ایشون نمیشناسه باهاش آشنا شه.



خوش باشید...


ارسال در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط سهیل قریب
سلام

حتما این کلیپ رو دیدید:


[http://www.aparat.com/v/41ecffb406ae3eeaa48e583fb10f0c5086121]




این خبر رو در موردش در یاهو دیدم، جالب بود:

Charlie Bit Me makes family a fortune




ارسال در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط محسن جاویدنیا
سلام دوستان

سال نو همگی مبارک...
ایشالله سال خیر و برکت برای همگی باشه...


یه سابت جالب سر زدم گفتم شاید برای دوستان هم جالب باشه، در مورد روانشناسی شخصیت افراد هست که بعد از جواب دادن به سوالات یک آزمون مشخص میشه... برای من جالب بود... دوست داشتید شما هم چک کنید...

سایت ایران ذهن




طبقه بندی: متفرقه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 13 فروردین 1391 توسط محسن جاویدنیا
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که من می خواهم باشند!
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ کسی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد!
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد!

دلم نیومد جای یه تبریک خشک و خالی هم اینج خالی بمونه حالا بزار تا تکراری و کپی پیست باشه!امیدوارم 1391 بهترین سال زندگی شما تا بحال باشد!


ادامه مطلب
ارسال در تاریخ پنجشنبه 3 فروردین 1391 توسط محمد تیموری
سلام بچه های نازم
دیدم هی میام تو این وبلاگ صد و پنجاه نفری میبینم هیچ خبری نیس گفتم حرکتی کرده باشم هم وبلاگمون به خاطر بی تحرکی پاک نشه هم واسه تعطیلات عیدتون یه مشق داشته باشید(نه که دیگه پیک نوروزی نمیدن) تا زیاد سرگرم لهو و لعب نشید خدایی نکرده!

سوال:  12 تا گوی داریم که 11 تاش هموزنن و یکیش با وزن متفاوت!شما حق دارید سه بار گوی هارو وزن کنید!چجوری میشه اولا اون گوی نا هموزن را پیدا کرد و اینکه تعیین کرد که از بقیه سنگینتره یا سبکتر!؟


ارسال در تاریخ چهارشنبه 24 اسفند 1390 توسط محمد تیموری
سلام دوستان
بعد از مدت ها برگشتم تا یه پست دانلود بگذارم.الآن که دارم این پست رو می گذارم بعد از سال ها تو شیراز داره برف میاد

برنامه ای که واستون گذاشتم دسترنج سالها دود چراغ خوردن و شب بیداریام هست (البته نه به این شدت ولی یه مدت کار برده) که امیدوارم بدردتون بخوره.
فرض کنید شما n تا فایل excel دارین که توی همشون توی مثلا sheet2 سلولهای a3,b5,h9... اطلاعاتی هست که شما می خوایید اون ها رو استخراج کنید. حالا 2 راه دارید هم می تونید دونه دونه فایل ها رو باز کنید و کپی کنید یا از این برنامه استفاده کنید
فقط واسه استفاده به نکات زیر توجه کنید:
1. وقتی فایل رو باز می کنید باید Enable Macro که روی صفحه نمایش داده می شه رو فعال کنید
2. توی سطر Reference اسم سلول ها بدون وقفه وارد بشه یعنی بینشون سلول خالی نداشته باشین
3. سطر Heading اختیاری هست یعنی بود و نبودش فرقی نداره و واسه اینه که خودتون بدونید هر ستون توش چیه

فایل به همراه آموزش تصویریش و مثالش رو از لینک زیر دانلود کنید.درآخر هم اگر بدردتون خورد یه یادی از ما بکنید



3.27 MB
دوستدار شما
ح.ش


ارسال در تاریخ شنبه 6 اسفند 1390 توسط حامد شاه محمدی
سلام دوستای خوبم

من از همه دوستانی که به بنده لطف داشتن و تسلیت گفتن واقعا تشکر می کنم، واقعا پیام هاتون تسلی بخش بود. ایشالله خدا عزیزاتون رو واستون حفظ کنه و همیشه شاد باشین


ارسال در تاریخ شنبه 6 اسفند 1390 توسط حامد حیدر قلی زاده

طبق معمولا یه کپی پیست(همون copy and paste fingilish)براتون دارم:

خواجه نصیرالدین محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری (همین 5 اسفند)در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است. علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی می باشد درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت.

به همین منظور روز تولد این فیلسوف بزرگ را روز مهندس نامگذاری نموده اند که این روز را به تمامی مهندسان عزیز تبریک عرض می نمایم. انشا الله همتون راه منو ادامه بدید و مهندس واقعی بشید.

در ادامه میتوانید با مهندس برتر شرکت مناطق نفتخیز جنوب اشنا بشید..



ادامه مطلب
ارسال در تاریخ جمعه 5 اسفند 1390 توسط محمد تیموری
حامد حیدرقلی زاده ی عزیز


بدینوسیله فوت پدر بزرگوارت رو به شما و خانواده ی محترمت تسلیت عرض می کنم و از خداوند برای اون عزیز طلب رحمت و برای شما و خانوادت صبر آرزو می کنم.


هر چند ناقابل و کوچیکه، اما با همین پست ما رو در غم خودت شریک بدون...




ارسال در تاریخ یکشنبه 23 بهمن 1390 توسط محسن جاویدنیا

ما را همه شب نمیبرد خواب

در بادیه تشنگان بمردند

ای سخت کمان سست پیمان

خارست به زیر پهلوانم

ای دیده عاشقان به رویت

من تن به قضای عشق دادم

زهر از کف دست نازنینان

دیوانه کوی خوبرویان

سعدی نتوان به هیچ کشتن

 

ای خفته روزگار دریاب

 وز حله به کوفه میرود آب

این بود وفای عهد اصحاب

بی روی تو خوابگاه سنجاب

چون روی مجاوران به محراب

 پیرانه سر آمدم به کتاب

 در حلق چنان رود که جلاب

 دردش نکند جفای بواب

 الا به فراق روی احباب



ارسال در تاریخ چهارشنبه 28 دی 1390 توسط حامد ابراهیمی

سعادتی شد در سفر به دیار دزفول به عنوان دستیار پدرام، ایشان را همراهی کنم جاتون سبز بسیار نشاط برفت(انصافا خیلی کارش درسته)!راستی هر کی تونست تو یه ماه دو بار مکان استقرار پدرامو درست حدس بزنه جایزه داره(عمرا خوابشم ببینید)!

پدرام و پیرمردی که بنده خدا هر 3 دقیقه یه بار حافظه اش ریسیت میشد(30 دقیقه پیشش بودیم 10 بار خودمونو معرفی کردیم)





طبقه بندی: عکس،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 16 آذر 1390 توسط محمد تیموری
بسیار تمایل داشتم عنوان پستم و عبارت آغازین آن را با این جمله "دانشجو روزت مبارک" آغاز کنم ولی نتوانستم و هر چه بیشتر تلاش و تامل کردم بیشتر به این موضوع پی بردم که ما قشر دانشجویان فعلی از دانشجو بودن ، فقط یدک کشیدن نامی و از مسئولیت های آن جزء درس خواندن و پاس کردن دروس ،هیچ بهره دیگری نبرده ایم و هیچ وقت سعی نکرده ایم دیدمان را از این فراتر ببریم که دانشجو  مسئولیت های خطیرتر دیگری از جمله مسئولیت نسبت به جامعه نیز بر دوش دارد و به نظر من بودن و نبودن این قشر در حال حاضر هیچ تفاوتی به حال جامعه نمی کند ، چه بسا نبودن آن و در نتیجه سوء استفاده نکردن از نام  و مورد ابزار قرارندادن آن مزایایی برای جامعه در بر داشته باشد.پس واقعا چگونه می شود این روز ،16 آذر،را که مهمترین پیام آن "بودن و مسئولیت داشتن" است را به قشری که سال ها خفته است و هیچگونه درکی نسبت به این مفاهیم ندارد ،تبریک گفت ،بلکه به نظر من سزاوارتر است به وجدان در خواب فرو برده شده خودمان بنگریم و بیاندیشیم و این روز را به خودمان تسلیت بگوییم .

البته امیدوارم این حرفهای من موجب رنجش خاطر کسی نشود ،چون این حس بی تفاوتی ،آفتی هست که همه ی ما به آن دچاریم و جزء با اصلاح خودمان هیچ راه حل دیگری ندارد.

به احتمال زیاد نظر دکتر شریعتی را در مورد آن سه آذر اهورائی خوانده اید ولی خوب خواندن دوباره و اندیشیدن مجدد در مورد آن خالی از لطف نیست :

«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی که بیست و دو سال پیش، « آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند – همچون دیگران – کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید، بیاموزند، هرکه را می‌رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» که بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم که می وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»



طبقه بندی: متفرقه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 16 آذر 1390 توسط مسعود امانی
(تعداد کل صفحات:32) 1 2 3 4 5 6 7 ...

قالب وبلاگ